X
تبلیغات
ایمان
همه چیز در مورد موسیقی
خب بالاخره اومدم!!!!!!

مطالب شاخ و خدایی رو به زودی میزارم تو وب لاگ....منتظر باشین!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت 10:19 قبل از ظهر  توسط ایمان | 
من سامان ويلسون ( Wilson ) هستم.


- مهراد هيدن ( Hidden )


- سهراب ام-جی ( MJ ) هستم.


(سیاوش sijal در فرانسه دانشجو هستش و از بچگی با زدبازی رفیق

 شده و صداش تو آهنگها شنیده می شه ولی موقع این مصاحبه تو اتاق نبود !)

شما توی لندن درس می خونين؟

بعضی هامون آره، بعضی هامون نه! کنارش کار هم می کنيم.

آهنگ های زدبازی رو کجا ضبط کردين؟

مهراد: آهنگ ها خونه من ضبط شده به جز بعضی از اونها که از موسيقی امينم ( Eminem ) استفاده شده.

چرا اسم های مستعار انتخاب کردين و معنی اونها چيه؟

سامان (ويلسون): اين مسئله از دبيرستان شروع شد. من با يکی از رفيقام

 به نام ممد ( محمد ) خيلی با هم جور بوديم. اون موهاش و قيافش شبيه

 بارت سيمپسون ( Bart Simpson ) بود. همه اين رو سوژه می کردن و

 ما هم انقدر با هم جور بوديم که تصميم گرفتيم دوتايی بشيم

"ويلسون" ( به جای سیمپسون )

جريان "هيدن" چيه؟

مهراد: جريان خاصی نداره!

چرا اسم های فارسی انتخاب نکردين!؟ می خواستين ما رو حرص بدين؟

 مثلاً جريان "ام-جی" چيه؟

سهراب: ام-جی مخفف کلمات Master Joint هستش! از اونجايی هم که

خيلی ها می دونن من "سلطان دود" هستم این اسم رو انتخاب کردم. اسم

 ها رو هم خارجی انتخاب کرديم چون خارج از ايران هستيم ديگه!

شعر آهنگ ها رو خودتون تک تک می نويسين؟

مهراد: آره. خيلی ها فکر می کنن يک نفر از ما شعرها رو ميگه. اما هر

 کدوم از ما هز قسمتی رو که قراره بخونه، خودش شعرش رو هم میگه.

ايده آهنگ "خليج فارس" مال کی بوده؟

سامان: ايده من بوده. اما دوباره هر کسی شعر قسمت خودش رو گفته.

مهراد: ما اصولاً برای آهنگ ها اسم نمی ذاريم و اينها اسم هايی هستن که

 برای خودمون درست کرديم.

سهراب: اين آهنگ ربطی به خليج فارس نداره. فقط چون من توش ميگم

 "زدبازی يدونست از خزر تا خليج فارس" بهش می گیم "خلیج فارس"

. البته منظورم اينه که تو کل ايران ما یدونه ( تک ) هستيم!

يکی از خصوصيت های رپ ايرانی "رجز خونی" هست. جريان اين چيه؟

سامان: رجز خونی کلاً قسمتی از موسيقی رپه. فرقی هم نداره ايرانی

 باشه يا خارجی. هر کسی توی اين بازی سعی می کنه بگه که بهترينه. ما

 هم باور داريم که بهترينيم و هميشه اينو ميگيم.

سهراب: رجز خونی اخطاری هست قبل از اينکه اتفاق بدی صورت

بگيره. البته می تونه دروغ يا يه دستی هم باشه. ولی مال ما راست بوده!

مهراد: ما هيچ وقت نقشه نمی کشيم که چی بخونيم. اکثراً "زدبازی" عقيده

 های خودمونه و حرف هايی هست که خودمون دوست داريم بگيم. از

 روزی هم که شروع کرديم فقط برای خودمون می خونيم.

پس چرا آهنگ هاتون رو می ذارين روی اينترنت؟

سهراب: که بقيه هم گوش کنن!

مهراد: ما آهنگ رو روی اينترنت نذاشتيم!

سامان: قرار نبود از اول آهنگی روی اينترنت بره. روزی که اين

موضوع رو به خود من گفتن کلی تعجب کرده بودم!


"زدبازی" چطور شروع شد؟

مهراد: اول هر کسی توی برنامه خودش بود. من با سامان، در تهران

 توی دبيرستان آشنا شدم. اون موقع سامان شروع کرد به زبان فارسی

متن آهنگ گفتن و بعد از يه مدت چند تا شعر روی آهنگ های (

۵۰Cent ) خونديم که خيلی جالب شد. بعد از يک مدت "زدبازی-۱" رو

 بيرون داديم که روی آهنگ های ( D12 ) خونده بوديم. اين آلبوم بود که

 توی اينترنت رفت و کلی دانلود شد.

سامان: ما اصلاً به خاطر دانلود و اين چيزا کار نمی کنيم. چون دوست

 داريم اين کار رو انجام می ديم و دانلود يک نوع آزمايشه تا بفهميم از آهنگ هامون چقدر استقبال ميشه.

گروه سنی شما چيه؟

سامان: تازه دارم ميشم ۲۱ ساله.

مهراد: من تازه دارم ميشم ۲۲.

سهراب: من تازه شدم ۲۰ ساله!

جريان اين نسل و گروه سنی شما چيه؟

چون رپ ايرانی توی همين گروه سنی شما به وجود اومد.



مهراد: سبک اصلی من راک بود و ساز اصليمم پيانو! ما هر کدوم سبک

های خودمون رو داشتيم اما وقتی به هم رسيديم تصميم گرفتيم تا اين

سبک موسيقی رو ادامه بديم.



معنی "زدبازی" چيه و از کجا ريشه گرفته؟

سامان: سال اولی که من به انگلستان اومدم زندگی سختی داشتم. اون موقع

 من بودم و يکی از رفيقام به نام سهراب (البته نه سهراب خودمون!) توی

 اون يه سال من و سهراب انقدر با هم بوديم که جريان زاخار (به معنی

 رفيق) پيش اومد. ما هر دفعه حال نداشتيم که اين کلمه رو بگيم و به

جاش می گفتيم "زد". مثلاً می گفتيم "چطوری زد؟"، "کجايی زد؟"

خلاصه "زد بازی" بين من و اين رفيقم بود.

شما اولين گروهی بودين که فحش رو توی آهنگ های رپ ايرانی

آوردين. چطور شد که اين کار رو کردين؟

مهراد: فحش جزو فرهنگ موسيقی رپه! وقتی شما با کسی دعوات ميشه

 ديگه بر نميگردی بگی "بی ادب چرا اين کار رو ميکنی؟ ديگه دوستت

ندارم" !!! اينجوری که نميشه! فحش يک جور رو راست بودنه. به نظر

 من همه بايد ياد بگيرن که خودشون باشن.

سهراب: من خودم اينکاره هستم! به نظر من فحش در ايران فقط توی

محيط خانواده بده! ولی هر کسی توی محيط مدرسه بره و ببينه، متوجه

ميشه که فحش مثل نقل و نبات از دهن بچه ها مياد بيرون و کسی براش

 مهم نيست و ديگه اون زشتی قرن پيش رو هم از دست ميده. جدا از

فرهنگ رپ غربی، توی فرهنگ خود ما، "ايرج ميرزا" توی شعرهاش

 خيلی حرفهای رکيکی می زد و فحش می داد. پس نشون می ده فحش

توی ادبيات ما با وجود اينکه زشته و همه جا نبايد به کار برده بشه، وقتی

 با هنر آميخته بشه جلوه بهتری پيدا بکنه.

سامان: رپ اصلاً درباره صحبت عاميانه است. يعنی همون صحبت هايی

 که تو روز آدم با دوستاش می کنه و فحش یک قسمت از اونه!

بچه ها در کل چند تا آهنگ با هم ضبط کردين؟

سامان: دقيق نمی دونم. تقريباً ۱۰ تا آهنگ اومده بيرون. چند تا هم ضبط

 کرديم که توی اينترنت نيست.


شما با هم چطور آشنا شدين؟

سامان: من و مهراد هم کلاسی بوديم. با سهراب هم توی يک مهمونی آشنا شديم
متشكرم.

+ نوشته شده در  شنبه یکم اسفند 1388ساعت 2:45 بعد از ظهر  توسط ایمان | 
برای آشنا شدن با موسیقی پاپ بهتر است ابتدا توضیح کوتاهی درباره موسیقی مردم پسند یا Popular music بدهیم، موسیقی مردم پسند، به هرنوع سبک موسیقی گفته میشود که در دسترس عامه مردم است و به شکل تجاری عرضه میشود.

این موسیقی نقطه مقابل موسیقی کلاسیک و موسیقی فولکلور(محلی) است به این ترتیب که اولی در طول تاریخ همواره موسیقی طبقه برگزیده و روشنفکر جامعه بوده است و دومی، موسیقیی است که به طور تجاری عرضه نمیشود. موسیقی مردم پسند گاهی به طور خلاصه موسیقی پاپ هم گفته میشود اما موسیقی پاپ در اصل یکی از زیرشاخه های آن به شمار می آید.



موسیقی پاپ
موسیقی پاپ، با وجود اینکه کاملا از موسیقی کلاسیک، موسیقی هنری یا art music و موسیقی فولک متمایز است، اما از آنجایی که اصطلاح پاپ شامل بسیاری از قطعات موسیقی راک، هیپ هاپ، کانتری و راک اپرا را در بر میگیرد، میتوانیم بگوییم که موسیقی پاپ، تعریف دقیقی ندارد.

مشخصات موسیقی پاپ به عنوان یک زیرمجموعه
موسیقی پاپ معمولا به عنوان موسیقیی تعریف میشود که به شکل تجاری تهیه میشود یا هدف تولید آن سود مالی است. بنا به تعریف سایمون فریت Simon Frith، منتقد موسیقی و جامعه شناس متخصص موسیقی مردم پسند، موسیقی پاپ به عنوان یک صنعت شناخته میشود نه هنر. البته این موسیقی را میتوان در حیطه بازار، ایدئولوژی، تولید و زیبایی شناسی هم معنا کرد. درواقع، "پاپ" طوری طراحی شده که برای همه جالب باشد و از هیچ جای خاصی نیامده و قرار هم نیست سلیقه خاصی را اعمال کند.

این موسیقی در اثر هیچ آرزوی پرمعنا به وجود نیامده و تنها جاه طلبی سازندگان آن سود و پاداش مادی است و...با تعاریف موسیقایی، بسیار محافظه کارانه هم هست. موسیقی پاپ چیزی است که از بالا (کمپانیهای ضبط صفحه، تهیه کنندگان رادیویی و تبلیغاتچیها) تدارک دیده شده و از میان مردم برنخواسته است. پاپ موسیقیی است که به طور حرفه ای تهیه و بسته بندی شده است و چیزی نیست که بتوان آنرا به سلیقه خود تغییر داد و یا فرم آنرا تغییر داد.

به عبارت دیگر، موسیقی پاپ، نوعی موسیقی است که در دهه 50 آغاز شد و آنچه در این مجموعه قرار میگیرد معمولا برای گروه بزرگی از افراد جذاب است. با به وجود آمدن صفحه های پلاستیکی یا وینیل در دهه 30 تا ظهور کامپکت دیسک یا CD در دهه 80، موسیقی ضبط شده، نسبت به موسیقی زنده، بیش از پیش در دسترس قرار گرفت. ترانه های پاپ معمولا در 3 دقیقه اجرا میشوند و در آنها از ملودیهایی استفاده میشود که معمولا بسیار شنیدنی بوده و عده بسیاری را به خود جلب میکنند.

مشخصه موسیقی پاپ یک عنصر ریتمیک سنگین در زیر است که معمولا توسط دستگاههای تقویت کننده الکترونیک (amplifier) اجرا میشود و ملودی اصلی بر این ریتم غالب است. ترانه پاپ همچنین به ترانه های محبوبی که مردم به زمزمه و خواندن آن علاقه دارند نیز اطلاق میشوند. موسیقی پاپ از نظر تجاری موفق است و سبک مورد علاقه ایستگاههای رادیویی است زیرا قابل دسترس بوده، راحت در یاد میماند و مخاطبین زیادی را به خود جلب میکند.

تاریخچه موسیقی پاپ
موسیقی پاپ، از میان گروههای موسیقی سوئینگ دهه 30، بلوز شیکاگو و موسیقی کانتری ایالت تنسی به پا خواست. در دهه 50، خوانندگان روز کسانی چون فرانک سیناترا (Frank Sinatra)، بابی دارین (Bobby Darin) و پگی لی (Peggy Lee) بودند.

در دهه 60، چهار عامل مهم موجب گسترش موسیقی پاپ شدند. یکی گروههای دوواپ (DooWop) دخترانه مقیم نیویورک بودند که ترانه سرایان آنها مانند کارول کینگ (Carol King)، نیل دایموند و برت باکاراک (Burt Bacharach) در دهه 70 به شهرت فراوانی رسیدند، در طرف دیگر تحولات موسیقی سول Soul بود که با ظهور آرتا فرانکلین (Aretha Franklin) برادران آیزلی (Isley brothers)، ری چارلز (Ray Charles) و همچنین خوانندگان موتاون (Motown) در دیترویت که استیوی واندر (Stevie Wonder)، سوپریمز (the Supremes) و ماروین گی (Marvin Gaye اولین کسی که کنترل هنری کار خود را در دست گرفت) از جمله مهمترین چهره های آن هستند و در نهایت گروه بیچ بویز (Beach Boys) که سبک خود را سبک موج سواری کالیفرنیایی (California Surf) نامیده بودند.

گیتار الکتریکی و لوازم تقویت صوتی (آمپلی فایر) نیز تاثیر فراوانی بر موسیقی مدرن گذاشتند. در دهه های 30 و 40، سازهای تقویت شده برای رقابت با درجه صدای بالای ارکسترهای سوئینگ یک ابزار ضروری بودند. گیبسون اولین گیتار گیبسون لس پاول Gibson Les Paul را در سال 1952 به علاقمندان معرفی کرد. در دهه 60، مجموعه آواهای قابل دسترس در گیتار الکتریکی با تولید یک جعبه افکت اصلاح و تعدیل شد و یک پدال برای کنترل آن در مسیر جعبه قرار گرفت که به پدال وا-وا wah-wah pedal معروف است.

در سال 1963 گروه بیتلز موسیقی پاپ را متحول کردند و طوری محبوب شدند که پنج ترانه پر فروش تمام چارتهای آمریکا متعلق به بیتلز بود. پس از آن، کسانی چون باب دیلن (Bob Dylan)، سایمون و گارفانکل (Simon and Garfunkle) و گروه بردز (Byrds)، که خوانندگان فولک بودند نیز به استفاده از سازهای الکتریکی روی آوردند. بسیاری از گروههای موسیقی دیگر نیز این مسیر را دنبال کردند. در سال 1966، گروه بیتلز تصمیم گرفتند که به جای برگزاری برنامه های زنده، بیشتر بر روی کار استودیویی متمرکز شوند. با اتفاقاتی چون راهپیماییهای معترضان به تبعیض نژاد، کندی و ویتنام، به نظر میرسید که زمان، زمان تحولات بزرگ در جامعه است.در 1967، گروه بیتلز البوم مشهور Sgt Peppers را منتشر کردند. تابستان عشق بود و دوران هیپی ها و راهپیماییهای اعتراض آمیز.

در دهه 70 گروه بیتلز از هم پاشیده شد و موسیقی پاپ در میان صداها و آواهای مختلف سرگردان شد. در اوایل دهه 70، خواننده / ترانه سرایان و پیروان سبک پاپ چارتها را تسخیر کردند که در میان آنها میتوان از موسیقی دیسکوی BeeGees، آوای همراه با پیانو بیلی جوئل (Billy Joel) و التون جان (Elton John) و موسیقی کانتری Eagles گرفته تا موسیقی ملایم کارپنترز (Carpenters)، نیل دایموند و کارول کینگ نام برد. در این میان هنرمندانی با گرایش بیشتر به راک هم بودند که راد استوارت (Rod Stewart)، استیلی دن (Steely Dan) و فلیت وود مک (Fleetwood Mac) از آن جمله اند. موسیقی راک هم با ظهور گروههایی چون لد زپلین (Led Zepplin)، پینک فلوید (Pink Floyd) و کویین (Queen)، در این دوره به پیشرفت بزرگی دست یافت. موسیقی پاپ شاخه ای به نام دیسکو پیدا کرد که به شکل غیر قابل وصفی محبوب شد و اولین ژانر از موسیقی بود که از موسیقی الکترونیک برای تبلیغات و اجراهای بزرگ استفاده کرد.


دهه 80 به بعد
موسیقی پاپ دهه 80، شاهد ظهور گروههای پانک-راک بود و گروهها و خواننده های شاخص این دهه گروه Duran Duran، The Police، Culture Club و افرادی چون Phil Collins، Michael Jackson و Madonna بودند.


در دهه 90، عده ای سودجو که به دنبال موفقیت مالی بودند و این فرمول بسیار برایشان کارساز بود، تصنیفهای عاشقانه و افسانه ای با عنوان pop ballad، را به شیوه ای به شدت سطحی و سرهم بندی شده مورد استفاده قرار دادند. این عده با دور هم جمع کردن گروهی از پسران یا دختران جوان و جذاب و خوش صدا، که همه به اجرای ترانه های مشابه میپرداختند، دوره ای را به وجود آوردند که به نام عصر گروههای پسر یا دختر نامیده میشود. از میان این گروهها که به سرعت به اوج رسیده و با سرعتی بیشتر از میان میرفتند، میتوان به گروههای انگلیسی Take That، West life و Spice girls و گروه های آمریکایی New kids on the block و Back street boys اشاره کرد. اما این گروهها با تمام شهرتشان، تنها موجب از بین رفتن عمق ترانه های عاشقانه نسل جدید شدند.

در اوایل هزاره سوم، گروههای پاپ / راک با ترانه هایی ساده برای شنیدن، به وجود آمد که Coldplay و Embrace از آن جمله اند. امروزه، طیف موسیقی پاپ با درهم تنیده شدن سبکهای مختلف گسترده تر شده است. با این وجود در طی چند سال اخیر موسیقی راک، در محبوبیت نزد عموم مردم موفقتر بوده است و از طرفی با امکاناتی که به خاطر وجود اینترنت فراهم شده است، دسترسی به انواع موسیقی بیشتر است و مردم میتوانند راحت تر سبک و موسیقی مورد علاقه خود را تشخیص داده و ترانه های خوانندگان محبوب خود را پیدا کنند. با این وجود فروش آلبومهای موسیقی در سال 2005 افزایش یافته و خواننده/ترانه سرایان و گروههای راک چارتها را در تسخیر خود درآورده اند. امروزه، هنرمندان عرصه موسیقی بیشتر از فروش آلبومها، بر روی درآمد حاصل از اجراهای زنده حساب مبکنند و گروههای راک از جایگاه خاصی در تمام فستیوالها و تورهای موسیقی برخوردارند
+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 9:49 بعد از ظهر  توسط ایمان | 

موسیقی راک چیست؟؟


گونه‌ای موسیقی عامه پسند که در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی در امریکا با نام راک اند رول شکل گرفت و از نظر تأثیرات اجتماعی و گستردگی شنوندگانش در بین انواع موسیقی بی‌همتا است. نام راک کوتاه شده عبارت راک اند رول است و از فعل to rock در زبان انگلیسی به معنای جنباندن و تکان خوردن می‌آید. از اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی نام راک اند رول صرفاً به موسیقی دهه ۵۰ و ۶۰ اطلاق شده ولی نام راک همچنان به‌عنوان نام فراگیر این گونه (که شامل راک اند رول هم می‌شود) به‌کار می‌رود. این موسیقی در بلوز ریشه دارد.


سبک های موسیقی راک


1-راک اند رول   2-پاپ راک  3-سافت راک  4-گرانج  5-الترناتیو راک  6-هارد راک  7-پانک راک 

 8-تنوع های موسیقی راک در دهه 90   9-بریت پاپ  10-متات  


راک اند رول :    راک اند رول که یکی از سبکهای تأثیر گذار و متداول در موسیقی راک است، روندی غیر قابل پیش بینی را طی کرده در ابتدا زمانی که راک بازها موسیقی کانتری و بلوز را با هم تلفیق کردند، راک دارای مشخصه‌های بارزی مثل انارشیسم بود ولی بعدها با گذشت زمان، این مشخصه نادیده گرفته شد و این نوع موسیقی به سمت کسب مهارت و ایجاد تحول رفت. از موسیقی پر انرژی Chuck Berry گرفته تا هارمونی‌های زیبای بیتلز و همه در گروه راک اند رول قرار گرفت. اما راک اند رول جذابیت موسیقیایی خودش را فقط برای چند سال حفظ کرد. با گوناگونی بسیاری که در سبک‌های مختلف راک به وجود آمد، به قول بعضی از متخصصین هسته اصلی راک از هم پاشید. 

 پاپ راک :    پاپ-راک یکی از عمده ترین شاخه‌های موسیقی محسوب می‌شود که به طور کلی به هر نوع موسیقی پاپ ساخته شده پس از دوران جذب راک اند رول به پاپ، Pop rock می‌گویند. از ویژگیهای این سبک ملودیک و گیرا بودن موسیقی آن است. از گروه های مشهور فعال در این سبک می‌توان به Everly brothers، مدونا و Rowed House اشاره کرد

سافت راک :  گرچه سبک سافت راک در اوائل دهه هفتاد پایه گذاری شد اما زمزمه‌های آن از اواخر دهه شصت آغاز شده بود. سافت راک موسیقی ملایمی‌ست که بیشتر تکیه بر خواننده و ترانه سرا دارد تا نوازنده؛ تجاری نگاه کردن به موسیقی یکی از ویژگیهای این سبک است.

سافت راک تا حدی متمایل به پاپ-راک است اما با فضایی ملایمتر و نرمتر. گروههایی مثل کارپنترز و شیکاگو تکیه بر موسیقی ساده و ملودیک داشتند و در طول حیات خود با تهیه کنندگان مختلفی هم کار کردند. در طول دههٔ هفتاد، سافت راک بازار موسیقی را تحت تأثیر خود قرار داد و به طور جدی موسیقی تلفیقی هم عصر خودش را دچار دگرگونی کرد

Grunge :    سبکی که اوج درخشش اون در دهه ۹۰ اتفاق افتاد و تبدیل به محبوب ترین سبک هارد راک این دهه شد و این درخشش نتیجه خلاقیت Kurt Cobain و بقیه اعضای Nirvana بود. سبکی که از دل Black Sabbath برخاست و حاصل ترکیب موسیقی punk و Heavy metal بود و البته گرایشش بیشتر به سمت پانک بود تا Heavy metal؛ بخصوص در انتخاب اشعار و نوع اعتراض موسیقیاییش. اما در نحوه نواختن ریف‌ها به Heavy metal شباهت بیشتری داشت. این سبک دارای دو نسل و دورهٔ مشخص است: نسل اول شامل گروه‌های Green River، Mud honey میشه که این موج هنوز هم ادامه داره و ریف‌های آن سنگین تر و خشن تر از ریف‌های دورهٔ دومه. مشهور ترین گروه از موج دوم Nirvana است که موسیقی آن ملودیک تر از سایر گروه‌های Grunge است و مهم‌ترین ویژگی ان stop-start زیاد ان است

 الترناتیو راک :    یکی از شاخه‌های راک است که تمام گروهای (Post Punk) را از اواسط دهه هشتاد تا اواسط دهه ۹۰ تحت تأثیر خودش قرار داد و شامل سبکهای گوناگونی می‌شود: از ملودیهای زیبای Jangle Pop گرفته تا ملودیهای خشن و یک نواخت.

پانک راک :   اعضای پانک عقاید آزادیخواهانه شان را از طریق هنرهای مختلف ابراز می‌کنن، که مهم‌ترین اونها موزیک ه. همچنین نقاشی، شعر، و داستان کوتاه. پانک‌ها از این طریق از خلاقیتشان برای به نمایش گذاشتن نارضایتیشان از ظلمها و استبداد حاکم بر جامعه، استفاده می‌کنند. موسیقی پانک دارای Lyric‌های خشمگین و تند و سریعیست، در مورد مدرسه((Academy، ناخشنودی از شرایط اجتماعی، ارتباطها ((relationships، و مسائل خانوادگی. یکی دیگر از مشخصات این سبک اینست که بعضی از آهنگهایش به کوتاهی ۲ دقیقه‌است. ولی حتی در این زمان کم، آهنگهایش می‌تواند حس خواننده را منتقل کنند- که این آهنگها معمولاً خشم و عصبانیت را نشان می‌دهند. هدف این موزیک شوک آوردن، اهانت کردن، و حمله کردن به دیدگاههای عام است!

اشعار پانک بیشتر به محکوم کردن طبقهٔ اشراف انگلیس و بی صداقتیشان، و همینطور به اعتراض‌های ناامیدانه و خشونت بار بر مسایل و مشکلات اجتماعی، می‌پرداخت. در سال ۱۹۷۶، مدیر گروه The Sex Pistols، مصاحبه‌ای با BBC ترتیب داد، که در آن اعضای The Sex Pistols عقایدشان را رک و راست، و در خیلی از مواقع توهین آمیز به عموم ابراز کردند. در پی این مصاحبه وزیر آموزش و پرورش انگلیس و هیات مدیرهٔ هنر لندن، مخالفتشان را با پانک‌ها نشان دادند و به مردم ”قول دادند“ از پانک‌ها جلوگیری کنند!!

متال :    یکی از زیرشاخه‌های اصلی راک ، سبک متال است که امروزه خود به عنوان یک شاخهٔ اصلی شناخته می‌شود.از موسیقی متال که به علت خشن‌بودن آواها به این نام خوانده می‌شود، به خودی خود زیر شاخه‌های متعددی منشعب شده‌است. دههٔ هشتاد میلادی دوران شکل‌گیری کامل‌تر و تعالی این سبک به حساب می‌آید. یکی از گروههای شاخص دههٔ هشتاد گروه امریکایی متالیکا با سبک هوی متال را می‌توان نام برد. موسیقی متال می‌خواهد در اشعارش اعتراض را به گونه مستقیم بیان کند.اولین گروه سبک متال بلک سبت با خوانندگی جان آزی آز بورن می‌باشد

+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 9:46 بعد از ظهر  توسط ایمان | 
1. متال راهی است برای اعلام اعتراض.
اعتراض به چه چیز؟
اعتراض به اینکه چرا من به دنیایی که به آن تعلقی ندارم فراخوانده شده ام!
آیا اعتراض گناه است؟
چرا در جلوی من دو راه قرار گرفته، چرا باید خوب باشم و یا بد باشم؟
چرا باید یکی را انتخاب کنم و آیا اصلا من حق انتخاب دارم؟
انسان بدی باشم و خودم را به کارهای دنیوی و مادیات مشغول کنم و در آخرسر بعد از مرگم به جهنم بروم یا اینکه خوب باشم و تمام عمرم را به عبادت و پرهیزکاری بپردازم تا عمرم به انتها برسد و به بهشت بروم؟
آیا من حق اعتراض ندارم؟
من در این دنیای مه آلود گم شده ام، راه را به من نشان بده.
درد!!! آه، من از خاک آفریده نشده ام که به آن بازگردم، من جزئی از دردم و به آن باز خواهم گشت

2.متال راهی است برای شناخت وجود خود.
آری اگر متال را از درون احساس کنید به شناخت درون خود می رسید و هرگز آن را رها نمی کنید و اگر وارد دنیای تاریک بلک متال شوید به احساس تاریکی و سکوت ابدی قبر دست می یابید
قبر! آیا هرگز به تاریکی و سکوت قبر فکر کرده اید؟
آیا لحظه ای خود را در آن دیده اید؟
3. متال راهی است برای رها شدن از همه چیز.
و اگر وارد دنیای دووم متال شوید وارد دنیای غم شده اید و خستگی سرگردان بودن میان خوبی و بدی را احساس می کنید و آنگاه است که از همه چیز دور می شوید و در گوشه ای خودتان را از مادیات رها می کنید. (فریاد متال)

قانون های مهم شیطان پرستی!!!

Do not give opinion or advice unless you are asked
نظرات يا نصيحت هايت را ابراز ندار جز اينکه درخواست کنند
Do not tell your troubles to others unless you are sure they want to hear them
ازارهائي که ميخواهي بدهي به ديگران نگو جز اينکه مطمئن باشي آنها ميخواهند گوش بدهند.
When in another’s lair , show him respect or else do not go there
وقتي در مکاني ديگر هستي احترامشان را حفظ کن وگرنه به آنجا پاي نگذار
If a guest in your lair annoys you,treat him cruelly and without mercy
اگر مهماني در استراحت گاهت است که تو را ميرنجاند ، او را مورد ستم خويش قرار بده ، بدون هيچگونه رحمي.
Do not make 3exual adnces unless you are given the mating signal
سکس پيشرفته نداشته باش , مگر اينکه به تو اشاره‌اي شود يعني طلب شود.
Do not take that which does not belong to you unless
it is a burden to the other person and he cries out to be relieved
کاري که به تو تعلق ندارد ، نگير. جزاينکه مسئوليتش با شخص ديگري باشد و او فرياد ميزند و کمک ميخواهد.
Acknowledge the power of magic if you have employed it successfully
to obtain your desires. If you deny the power of
magic after having called upon it with success,
you will loose all you have obtained
قدرت جادو را تصديق کن اگر آن را به طور موفقيت آميزي براي تحقق آرزوهايت استفاده ميکني.
اگر قدرت جادو را رد کني بعد از فراخواندن آن با موفقيت ، تمام خواسته هايت باطل ميشود
Do not complain about anything to which you need not subject yourself
ناله نکن درباره کاري که احتياج نداري تحت تسلط تو باشد.
Do not harm little children
به کودکان کوچک صدمه نزن .
Do not kill non-human animals unless attacked or for your food
به هيچ حيواني صدمه نزن مگر براي غذايت يا دفع حمله اش .
When walking in open territory,bother no one
If someone bothers you,ask him to stop
If he does not stop,destroy him
وقتي درسرزمين‌اي قدم ميزني ، براي کسي مزاحمت ايجاد نکن اگر کسي برايت دردسر درست کرد ، به او اخطار بده اگر به کارش پايان نداد ، او را نابود کن.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 9:38 بعد از ظهر  توسط ایمان | 

سنتور چیست ؟

از سازهای اصیل ایرانیست . این ساز از جعبه ای ذوزنقه ای شکل تشکیل شده است که اضلاع آن عبارتند از:

بلندترین ضلع نزدیک به نوازنده - کوتاه ترین ضلع و موازی با ضلع قبلی و دور از نوازنده – و دو ضلع جانبی با طول برابر که دو ضلع قبلی را بطور مورب قطع می کند . ارتفاع سطوح جانبی 8 تا 10 سانتیمتر است . تمام سطوح جعبه سنتور چوبی است . بر روی سطح فوقانی دو ردیف خرک قرار دارد .ردیف راست نزدیکتر به کناره راست ساز است و ردیف چپ کمی بیشتر با کناره چپ فاصله دارد . ( فاصله بین هر خرک ردیف چپ تا کناره چپ را " پشت خرک " می نامند .) . از روی هر خرک چهار رشته سیم هم کوک عبور می کند ولی هر سیم به گوشی معینی پیچیده می شود . گوشی ها در سطح جانبی راست کار گذاشته شده اند . سیمهای سنتور به دو دسته سفید (زیر) و زرد (بم) تقسیم می شوند . دسته سیمهای سفید بر روی خرک های ردیف چپ و سیم های زرد بر روی خرک های ردیف راست به تناوب قرار گرفته اند . طول قسمت جلوی خرک در سیم های سفید دو برابر طول آن در قسمت پشت خرک است و می توان در پشت خرک نیز از سیمهای سفید استفاده کرد . ( صدای آن به نسبت عکس طول – یک اکتاو نسبت به صدای قسمت جلوی خرک بالاتر است .) . همچنین هر سیم زرد یک اکناو بم تر از سیم سفید بلافاصله بعد از آن صدا می دهد . اصوات سنتور در قسمتهای سه گانه ساز (سیم های زرد – سیم های سفید و قسمت پشت خرک) به این ترتیب است :

عکس 1

http://parvizyahaghi.persiangig.com/image/santoor_files_jpg/pic1.jpg

بطوریکه در مثال بالا دیده می شود وسعت صدای سنتور 9 خرکی (سنتورهای 11 و 12 خرکی هم گاهی ساخته شده و مورد استفاده قرار گرفته .) کمی بیش از سه اکتاو است . اما این ساز فاقد تمام فواصل کروماتیک مخصوص موسیقی ایران است و نوازنده مجبور است در اجرای دستگاه دیگر کوک ساز را تغییر دهد ( یا در پاره ای موارد خرک ها را جلو و عقب ببرد – که این عمل به نوبه خود نسبت طولی قسمت پشت و جلوی خرک را در سیمهای سفید به هم می زند – در نتیجه این دو قسمت نسبت به هم فاصله اکتاو را از دست می دهند ) .

سنتور کروماتیک و سنتور کروماتیک بم :

به منظور تکمیل فواصل کروماتیک بین اصوات و نیز به قصد تامین اصوات بم دو نوع سنتور دیگر با تعداد زیادتر خرک ساخته شده است . (سنتور کروماتیک و کروماتیک بم به پیشنهاد حسین دهلوی – در زمانی که ریاست هنرستان عالی موسیقی ملی را به عهده داشت – ساخته شده است .) . سنتور کروماتیک با همان میدان صدای سنتور معمولی - ولی با خرک ها ( و اصوات کروماتیک ) بیشتر – ساخته شده است . ( 23 خرک بزرگ و 7 خرک کوچک ) .

عکس 2

http://parvizyahaghi.persiangig.com/image/santoor_files_jpg/pic2.jpg

توضیح : دو صوت شماره های 2- 5 – 21 و 23 یک خرک بیشتر ندارند و انتخاب یکی از دو را با کوک ساز تعیین می کنند .

میدان صدای سنتور کروماتیک بم یک فاصله پنجم بم تر از سنتور کروماتیک است و وسعت آن سه اکتاو و نیم به ترتیب زیر است :

عکس 3

http://parvizyahaghi.persiangig.com/image/santoor_files_jpg/pic3.jpg

توضیح : نت های دوگانه شماره های 5 – 6 و 27 یک خرک بیشتر ندارند و انتخاب یکی از دو صوت – با کوک – ممکن است .

در دو نوع سنتور کروماتیک هر صوت توسط سه رشته سیم هم کوک حاصل می شود – به عبارت دیگر روی هر خرک سه سیم تکیه کرده است . از هر دو سنتور مذکور استفاده های همنوازی ( اجرا در ارکستر ) می شود .

نوازندگان سنتور در قدیم :

سنتور خان :

از اوایل سلطنت ناصر الدین شاه از نوازندگان دربار بود . بطوری که می گویند محمد حسن یا حسن خان را سنتور خان هم می گفته اند و او قدیمیترین استاد سنتوریست که می شناسند . به گفته روح الله خالقی از شرح حال این نوازنده چیزی بدست نیامده ولی او شاگردی داشته است به نام محمد صادق خان که گویا نوازنده ماهری بوده .(خوشبختانه قطعه ای از نواخته های حسن خان که در مایه سه گاه هست رو پیدا کرده ام !! و برای دانلود در بخش 3 – موسیقی ایرانی قرار دادم)

محمد صادق خان :

در درباره ناصری نوازنده زبردستی بشمار می رفته و اولین موسیقی دانیست که لقب گرفته و سرورالملک شده . او را رئیس هم می گویند زیرا سمت ریاست نوازندگان دربار و نقاره خانه را داشته است . محمد صادق خان فرزند مطلب خان کمانچه کش است که نخست پیش پدر خود به نواخت کمانچه پرداخته سپس معلومات خویش را نزد سنتور خان تکمیل نموده و نوازنده زبر دستی شده است . محمد صادق خان ستار خوب می زده و به پیانو هم آشنایی داشته است . وقتی در زمان ناصرالدین شاه پیانو به ایران آمد کسی به نواختن این ساز آشنا نبود . می گویند میان موسیقی دانهای ایرانی اولین کسی که به این ساز آشنا شد و نواختن آن را شروع کرد محمد صادق خان بود که آهنگهای ایرانی را روی پیانو نواخت . کسانی که سمت شاگردی او را داشته اند مانند حبیب سماع حضور در سنتور و ضرب – مهدی صلحی در ستار – و حبیب الله شهردار (مشیر همایون) در پیانو همه بعد از وی استادان مسلمی بشمار آمده اند .

علی اکبر شاهی :

یکی از نوازندگان سنتور که بعد از استادش محمد صادق خان مهارت داشته است – میرزا علی اکبر معروف به آبدارخانه ! – است که نوازنده مخصوص نائب السلطنه بوده است . صفحه ای از او به یادگار مانده است که رهاب نواخته است . نام آهنگ را در روی صفحه – آواز دلاویز – نوشته اند .

حسن سنتوری :

شاگرد دیگر محمد صادق خان است که همراه با نوازندگان دیگر چند صفحه سنتور زده ولی چون اثر تنها ندارد معلوم نیست هنرش تا چه اندازه بوده است . البته او را نباید با حسن سنتور خان که قبلا شرحش داده شده اشتباه کرد .

سماع حضور :

حبیب سماع حضور شاگرد محمد صادق خان نخست ضرب گیر استاد بوده و بعد نزد او به نواختن سنتور مشغول شده است . برای اینکه از انعکاس زیاد صدای سنتور جلوگیری کند و صدای سیمها مخلوط نشود عادت داشته که دستمالی روی سنتور می کشید و بنواختن می پرداخت و شک نیست که به این ترتیب صدای سازش مطلوب تر می شد . سماع حضور مرد با اعتقاد و با ایمان و در سلسله درویشی فقرای نعمت اللهی بود در آخر عمر عادت بر این داشت که در خلوت اول وضو می گرفت بعد سنتور می زد . از او پرسیدند : مقصود از این حرکت چیست ؟ گفته بود من وقتی ساز می زنم با خدای خود راز و نیاز می کنم .

حبیب سماعی ( 1284 - 1325 ) :

فرزند سماع حضور که بعدها جانشین پدر شد و مقامی را در سنتور یافت که همه او را استاد مسلم زمان خود می دانستند .

حبیب سماعی تربیت یافته محضر پدر ( سماع حضور ) است و مقام او را در سنتور نوازی هم ردیف میرزا حسیقلی در تار دانسته اند . شوریدگی ساز حبیب و ظرافت مضراب هایش که با قدرت – اصالت و پختگی کامل اجرا می شده هنرمندان عصر خویش را مجذوب کرده و با اینکه از وی 5 صفحه بیشتر بجای نمانده است اثری که او بر سنتور نوازی گذاشته چشمگیر است . می گویند حبیب سماعی در فاصله سالهای 1325 – 1315 در اوج قدرت سنتورنوازی بوده است در حالی که صفحات بجای مانده از او سالها قبل از این دوره ضبط شده است . حسن مشحون در کتاب تاریخ موسیقی جلد دوم صفحه 517 چنین می نویسد :

حبیب سماعی فرزند سماع حضور از تربیت یافتگان پدر و استاد منحصر به فرد سنتور . حبیب از کودکی پیش پدر تعلیم ضرب می گرفت و سنتور می نواخت. پدرش علاقه و توجه زیادی به تربیت هنری فرزندش داشت . حبیب سماعی پس از رسیدن به سن رشد وارد خدمت نظام شد و مدتی را در ماموریت خراسان و کرمان گذراند و چون جدیتی در خدمت نظام نداشت پیشرفتی نکرد . پس از مراجعت به تهران به اصرار دوستانش از جمله ابوالحسن صبا کلاس سنتور تاسیس کرد ولی چون به تربیت شاگرد علاقه نداشت آموزشگاه او دیری نپایید . تنها چهار تن از شاگردان او رفتار او را نادیده گرفته و دست از او نکشیدند . حبیب با محبت – سماجت و پشتکاری که از این شاگردان دید خود را موظف به تعلیم آنان کرد . از بهره مندان او ابو الحسن صبا بود که با ساختمان فنی سنتور و تکنیک نواختن این ساز به روش گذشتگان توجه داشت . دیگران نورعلی برومند - قباد ظفر و مرتضی عبدالرسولی بودند که هرکدام ده تا پانزده سال با او کار کردند و شیوه او را آموختند . روش استاد در تعلیم این بود که آنچه در نواختن به فکرش می رسید آموزش می داد !! و ردیف منظم و مرتبی برای تعلیم در نظر نداشت . حبیب سناعی سه تار را نیز استادانه می نواخت . او زمانی که در خراسان بود نزد عبدالله دادور ( قوام السلطان ) که او خود سه تار را از درویش خان و منتظم الحکما آموخته بود – فرا گرفت .

مهدی ستایشگر در کتاب ویزگی سنتور صفحه 120 چنین می نویسد :

" ثمر دهد ز رگ و ریشه درخت خبر

نهفته های پدر از پسر شود پیدا

شاید اگر حبیب نبود امروز بهترین سازها در اختیار نوازندگان سنتور قرار نداشت چرا که حبیب مشوقی بود برای مهدی ناظمی جوان آنروز و استاد ناظمی امروز که در ساختن سنتور بی بدیل بود . او آنقدر به کارگاه کوچک شاگرد جوان سرکشی نمود تا اصول را در ساختن سنتور به او آموخت . ردیفی که مرحوم ابوالحسن صبا برای سنتور تدوین کرد بسیاری از مضراب های حبیب را در بر دارد . هنگامی که موسیقی دانی از کشور شوروی به ایران می آید بنا بر احترام هنری وی مقرر می شود برنامه ای نزد او اجرا شود . حبیب بعد از تار نوازی کلنل وزیری می نوازد و براستی بعد از وزیری نواختن و ارائه مطلب قدرت و جسارت می خواهد اما حبیب از عهده بر می آید درحالیکه اساتید کم نبودند اما براستی که کمتر کسی مرد میدان نوازندگی آنهم بعد از وزیری بوده است . "

موسیقی حبیب بسیار پر قدرت و مضراب هایش بسیار ظریف و شکننده اند . حبیب به سبک قدما و با مضراب بدون نمد ( لخت ) می نواخت . مضراب ها شفاف و ریز ها حساب شده و پر قدرت و با حالت بود . ابوالحسن استشامی در شهریور 1325 چند ماه پس از فوت حبیب سماعی در مقاله ای که در ماهنامه آن موقع به چاپ رسید می نویسد :

" حبیب فرزند سماع حضور مردی قوی بنیه و ورزشکار بود که عمری دراز یافت و فرزند خود را در سن چهار سالگی با موسیقی آشنا کرد . وقتی پدر می نواخت ضرب را در بغل می گرفت و می نواخت . به این ترتیب یکی از مهمترین مبانی اولیه موسیقی یعنی وزن را در اوان کودکی بخوبی فراگرفت . او در سن شش سالگی و پای سنتور پدر بخوبی ضرب می گرفت سپس سماع حضور او را به نواختن سنتور آشنا کرد و تمام کوشش خود را در راه تعلیم او به کار برد بطوریکه ساز حبیب در نوجوانی کاملا شنیدنی بود و مورد تحسین و اعجاب استادانی چون : نائب اسدالله و میرزا حسینقلی قرار گرفت . حبیب مدت کوتاهی نیز در مدرسه موزیک که به سرپرستی مرحوم سالار معزز اداره می شد تحصیل موسیقی نمود و با مقدمات نت مختصری آشنایی یافت . "

سماع حضور – پدر حبیب در اواخر عمر با خانواده خود به مشهد رفت و در جوار حضرت امام رضا معتکف شد و پس از فوت او را در نیشابور به خاک سپردند . در سال 1319 رادیو تهران تاسیس شد و حبیب که به نام سماعی معروف شده بود جزو اولین گروه از موسیقیدانانی بود که در رادیو شروع به نوازندگی کرد . از این زمان به بعد صدای سازش از طریق رادیو به گوش مردم می رسید . سماعی مدتی در رادیو تهران نوازندگی کرد و اداره رادیو در صدد برآمد سماعی را راضی کند تا از شغل افسری استعفا دهد و به وزارت فرهنگ منتقل شود و هنرآموزی سنتور را در آن اداره به عهده بگیرد . سماعی در ابتدا از این کار استقبال کرد ولی پس از سه ماه درس دادن و تعلیم چند شاگرد به وزارت جنگ منتقل گردید . سماعی حدود 7 سال در رادیو نوازندگی کرد . وی در سال 1323 که انجمن موسیقی ملی تاسیس شد عضو هیئت موسس این انجمن بود . در جشن هزاره فردوسی وقتی خاورشناسان نوای سنتور او را در نمایش رستم و سهراب شنیدند او را بسیار تحسین کردند و هانری ماسه خاور شناس بزرگ گفت : " موسیقی ایران همانطور که منشا موسیقی مشرق زمین است باید روزی موجب افتخار ایران شود . ایرانی بجای تقلید از موسیقی غرب باید همت کند امثال حبیب سماعی و دیگر نوازندگان را به جهانیان معرفی نماید و این نوای جانبخش را به گوش مردم دنیا برساند . "

ارفع اطرایی در یادنامه حبیب سماعی صفحه 30 و در مورد زندگی وی چنین می نویسد : " سماعی سه بار ازدواج کرد . از ازدواج اول صاحب دختری شد به نام توران که در قید حیات است – از همسر دوم پسری به نام منوچهر داشت که جان خود را در شغل چتربازی ازدست داد . از همسر سوم خدیجه خانم که در قید حیات است پسری به نام حسن داشت که او را جانشین خود می دانست و یک سال و نیم و به روایتی سه سال بعد از تولد فوت کرد و قلب و روح حساس پدرش را سخت متاثر کرد . سماعی و همسرش پس از این واقعه برای رفع تالمات روحی سفری به کشور عراق کردند و به زیارت اماکن مقدس پرداختند . کودک دلبند سماعی در جوار مقبره ظهیر الدوله به خاک سپرده شد . "

استاد شهریار شرح ملاقات خود را با حبیب سماعی چنین بیان می کند :

در نیشابور بودم و در منزل هنر دوستی . حبیب آمد . عجیب سنتور زنی بود . می گفت سنتور من یک ریخت و پاشی است از مرحوم پدرم سماع حضور . مرا به او معرفی کردند که شاعر هستم – آوقت همگی سراپا گوش شدیم که ایشان بنوازد و شروع به نواختن کرد شعری هم هنگام نواختن می خواند . تمام که شد به شوخی گفت : اگر آقای شهریار شاعر هستند جواب این شعر را بدهند :

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران

رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران

چند بیت این غزل را خواند – دو سه بیت آخر را بخاطر نیاورد . حضار گفتند که اتفاقا این شعر از شهریار است . از آن موقع دوست شدیم . در تهران که بودیم یک روز حبیب به منزلم آمد . کتابچه ای داشتم که اشعارم را در آن می نوشتم . لطف الله زاهدی دفترچه را برداشت و به شوخی گفت : یا خواجه شهریار... کتابچه را باز کرد اتفاقا سر صفحه آمد :

چو بدست حبیب ساز آید

روح عاشق در احتزاز آید .

در دهه اول 1300 هجری – شرکت سیتروئن از فرانسه کلیه پروزه های عمرانی را در استان خراسان عهده دار بوده است . این هیات به حضور سماعی می رسند و از ایشان تقاضا می کنند که قدری بنوازد . حبیب سماعی در دستگاه شور و سه گاه قطعاتی را اجرا می کند و این هیات از ایشان فیلمبرداری می کنند . نام فیلم را کاروان زرد می گذارند ( که گویا در فرانسه موجود است – بنده نمی دانم که آیا در حال حاضر این فیلم در ایران هم هست یا نه !) . استاد فقید حبیب سماعی در موسیقی ایرانی ده دستگاه با عناوین خاص قائل بود که عبارتند از : (عین سخن به نقل از منبع ) :

1 – دستگاه نوا – دستگاه طرز تجنیس

2 – دستگاه دو گاه

3 – دستگاه بیوتات

4 – دستگاه همایون

5 – دستگاه شور

6 – دستگاه سوز و گداز !

7 – دستگاه رهاب !!

8 – دستگاه پنج گاه

9 – دستگاه سه گاه

10 – دستگاه چهارگاه

که امروزه اساتید فن آنها را بصورت هفت دستگاه درآورده اند .

حبیب سماعی در اواخر شب پنج شنبه بیستم تیرماه 1325 در سن چهل و یک سالگی چشم از دنیا فرو بست و در مقبره ظهیر الدوله در جوار فرزند دلبندش " حسن " به خاک سپرده شد . یادش گرامی باد .

سنتور خان (محمد حسن یا حسن خان) : شاگردان---->>> محمد صادق خان (سرورالملک) : شاگردان--- >> میرزا علی اکبرشاهی( آبدارخانه) و حبیب سماع حضور و حسن سنتوری .

حبیب سماع حضور : شاگردان---- >> حبیب سماعی (پسر سماع حضور)

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط ایمان | 
تاریخچه مختصری از رپموسیقی رپ در دههٔ ۱۹۸۰ میلادی و از میان موسیقی سیاه پوستان فقیر متولد شد که در واقع یک نوع موسیقی اعتراض‌آمیز خیابانی است با ساختاری پوپولیستی و مانند خیلی از سبک‌های دیگر موسیقی غربی، این سبک نیز با چندین سال تاخیر، به ایران راه پیدا کرد . شاید بتوان دلیل این تاخیر را کالبد کلاسیک موسیقی ایرانی و یا مناسب نبودن فضای آن روزهای جامعه , برای پذیرش رپ دانست. این موسیقی از پیش‌ پا افتاده ترین , سهل ترین و خیابانی ترین کلمات استفاده می‌کند، بدون این که از حیث ادبی بتوان این نوع استفاده را نقد کرد . در نوشتن متن ترانه‌های رپ ، هیچ الزامی برای رعایت قوانین ادبی وجود ندارد.[۱] موسیقی رپ به موضوعاتی از جمله: اختلاف طبقاتی، ریاکاری، دعواهای خیابانی، فرهنگ غالب جهانی و البته بحران‌های سیاسی می‌پردازد و ترانه‌های آن اگرچه قافیه‌هایی ضعیف دارند و در نگاه بسیاری شعر ناب به حساب نمی‌آیند، امّا با همین سادگی و بی پیرایگی خود می‌کوشند معنایی دیگر از زندگی اجتماعی را به ما یادآوری کنند که بعدی از هستی مردم داخل کوچه و خیابان است , به نحوی می‌توان گفت فضای سفارشی شدهٔ موسیقی را که پر از قوانین سخت و بزرگ است را خرد می‌کند تا دم دست عامی ترین افراد جامعه قرار گیرد .[۲] احتمال داده می‌شود که آهنگ «یک یاری دارم» از بدیع زاده اولین آهنگ رپ ایرانی باشد (با توجه به تنآلیته و ساختار کلامی) . [۳] موسیقی رپ به طور رسمی و مجاز نیز در ایران کار شده‌است، که از آن جمله آهنگ‌هایی که در برنامهٔ تلویزیونی اکسیژن پخش شدند، و نیز آلبومی از شاهکار بینش‌پژوه به نام اسکناس را می‌توان نام برد. در سال ۱۳۸۵ نیز رضا عطاران در تیتراژ چند مجموعهٔ تلویزیونی از جمله متهم گریخت از موسیقی رپ فارسی استفاده کرد. هم‌چنین در تعطیلات نوروزی سال ۱۳۸۶ مجموعهٔ تلویزیونی دیگری به کارگردانی رضا عطاران به نام ترش و شیرین از شبکهٔ سوم سیما پخش شد[۴] که در عنوان‌بندی آغازین آن، رضا عطاران یک شعر (از نیلوفر لاری‌پور) را به صورت رپ می‌خواند و محسن نامجو نیز با آواز وی را همراهی می‌کرد.[۵] البته باید این را نیز در نظر داشت که عرف کارهایی که در ایران مجاز شناخته می‌شوند , باید در کالبد ایده‌های سیاسی باشد , نه در خدمت جامعه و این خود به نحوی زیر پا گذاشتن , اصل مهم رپ می‌باشد . در سال‌های اخیر به تعداد گروه‌های بدون مجوز و زیرزمینی رپ در داخل ایران افزوده شده‌است و نیز آهنگ‌های فارسی تعدادی گروه رپ‌خوان در خارج ایران نیز از طریق اینترنت در ایران منتشر می‌شود. گروه‌هایی نظیر هیچ‌کس، زدبازی، میلاد نوری، و Emziper باعث شهرت رپ به خصوص در میان نسل نوجوان شده‌است.[۳] از آن‌جا که اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای توزیع قانونی تولیدات موسیقایی، برای این افراد عملاً امکان‌پذیر نبوده‌است ، و نیز با توجه به فقدان قانونی انتشار الکترونیک و حق کپی رایت آثار , این آهنگ‌ها از طریق اینترنت محدود می‌شوند و اغلب گروه‌های رپ زیرزمینی آثارشان را از طریق وب‌گاه‌ها و وب‌نوشت‌های شخصی به گوش شنوندگان می‌رسانند.[۶] در عرصهٔ موسیقی ایران، می‌توان گروه‌های رپ را به سه دسته تقسیم کرد:[۷]

شیوه‌های خوانش رپ
۱- گروه‌های رپی که جنبه‌های خشن و مبارزه جویانهٔ سبک گنگستا را جذب کرده‌اند که می‌توان این دسته را «رپ خوان‌های خیابانی» نامید . آنها در لابلای زبان کوچه و بازار به دنبال صدای خود میگردند. در این بخش از گروه‌های تأثیر گذار می‌توان هیچ‌کس، زدبازی، پیشرو، تهی و ابلیس را نام برد.
۲- دستهٔ دوّم رپ خوان‌ها، گروه محافظه کارتر و اخلاقی‌تری را تشکیل می‌دهند که می‌کوشند ارزش‌های اجتماعی را به ما تذکّر دهند. البته باید این را نیز گفت که تذکر دادن این ارزش‌ها , همانطور که خود رپ موسیقی عمیق و سفارشی ای نیست , زبانی در سطح کوچه و خیابان دارد و بیشتر با نظر مثبت داشتن به خوبی‌های قشری به مبارزه با بدی‌های قشری می‌پردازند . برخی از آن‌ها عبارتند از: یاس، امزیپر، هارنیک، تروت اسپیریت و سالومه.
۳- رپ خوان‌هایی که بر جنبهٔ فراگیری و اقتصادی رپ تکیه کرده‌اند. آن‌ها معمولاً ترجیح می‌دهند از جریان‌های غالب و موسیقی پاپ سرگرم کننده استفاده کنند. از میان آن‌ها می‌توان به شاهکار بینش پژوه و فا تریتوری اشاره کرد.

ابعاد اجتماعی
موسیقی رپ، همان گونه که در خواستگاهش ایجاد شده ، با مفاهیم اجتماعی گرهی سخت خورده‌است. این آمیختگی گاهی ایجاب می‌کند که گروه‌ها برای بیان زشتی‌ها و تیرگی‌های جامعه از کلمات رکیک و خیابانی استفاده کنند . برخی از گروه‌های رپ ایرانی که تحت نماد ۰۲۱*[1] فعالیت میکنند (مثل هیچکس، Yas، Bibak) از خواندن شعرهای دور از ادب پرهیز می‌کنند و یا کمتر از این کلمات استفاده می‌کنند ،در حالی که برخی دیگر (مانند Zed bazi) در تبعیت از رپ غربی، بدون هیچ ابایی، الفاظ دور از ادب را در شعرهایشان به کار می‌برند.[۶] در پاییز سال ۱۳۸۵ پس از انتشار فیلم خصوصی زهرا امیرابراهیمی، یک خواننده رپ به نام یاسر (با نام هنری یاس)، با خواندن قطعه‌ای به نام «سی‌دی رو بشکن» و تشویق شنونده به قطع زنجیرهٔ پخش فیلم خصوصی آن بازیگر تلویزیون، ابعاد اجتماعی موسیقی رپ را بیش از پیش به نمایش گذاشت.[۳] در زمستان سال ۱۳۸۵، سروش لشکری با اسم هنری هیچکس از اولین رپ‌خوانان ایرانی، در ترانه‌ای به نام «وطن پرست» اشاره‌ای به موضوع «انرژی هسته‌ای» که از موضوعات مهم سیاسی وقت بود کرده‌است . همچنین در این آلبوم (جنگل آسفالت) ، مهدیار آقاجانی آهنگساز این آلبوم از تلفیق موسیقی سنتی ایرانی با سبک رپ بهره برده‌است و صدای سازهایی مانند عود، تمبک، نی، دف، قانون و آوازهای ایرانی در آن شنیده می‌شود.[۸] همزمان با طرح مبارزه با بدحجابی در ایران، پخش ترانه‌ای از «ماهور» به نام اتهام که دارای تم انتقادی شدید از برخورد با زنان تحت عنوان طرح مبارزه با بدحجابی بود، باعث شد تا بحث مبارزه با موسیقی رپ شکلی جدی گرفته و چندین سایت مربوط به این سبک موسیقی فیلتر و شماری از اعضای گروه‌های موسیقی ایرانی موسوم به «زیرزمینی» بازداشت و استودیوهایی که در آن آهنگ‌های خود را ضبط می‌کردند توسط نیروی انتظامی پلمپ شد. [۹]

پاورقی
^ عدد ۰۲۱ کد تلفن شهر تهران است، که نشان می‌دهد هسته‌های اولیهٔ این گروه تهرانی بوده‌اند.

 
+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 9:23 بعد از ظهر  توسط ایمان | 
دانلود آهنگ های رپ
+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 8:52 بعد از ظهر  توسط ایمان | 
لسانه پاریش کروکس (که در سن 6 سالگی اسم توپاک را،از اسم رییس اینکاها - توپاک آمارو 2 که در قرن هجدهم فرمانده ی جنگ در مقابل اسپانیایی ها بود گرفت) در 6 جون 1971 به دنیا آمد. آفنی مادر او عضو گروه پلنگ های سیاه(Black Panthers )بود.وقتی که او باردار توپاک بود ، به علت بمب گذاری به 30 سال زندان محکوم شد. ولی بدون وکیل ، از خودش دفاع کرد و یک ماه قبل از تولد توپاک از زندان آزاد شد. توپاک تا سال 1994 پدرش را نمیشناخت. توپاک هم طبق عقاید گروه پلنگ های سیاه بزرگ شد. او به همراه مادر و خواهر ناتنی اش در فقر بزرگ شد و باید به جاهای مختلف نیو یورک پناه می آورد.به همین دلیل همیشه دوست های کمی داشت و همیشه به فکر شعر گفتن و نوشتن خاطره بود. در 12 سالگی به یک کمپانی تئاتر پیوست. در 15 سالگی با مادرش به بالتیمورا در مری لند رفت و در مدرسه ی هنر بلاتیمور قبول و تبدیل به یک شاگرد دوست داشتنی شد.در همان جا بود که اولین قطعه ی رپ خود را با اسم "MC New York" ساخت. دو سال بعد آفنی توپاک را برای زندگی با خانواده ی یکی از دوستانش به مارین سیتی در کالیفورنیا فرستاد. همان جا بود که توپاک زندگی عادی را از دست داد و کم تر قانون را رعایت میکرد. ولی خیلی زود آن مکان را ترک کرد و شروع به در خیابانها و پخش مواد مخدر پرداخت. در همین زمان بود که با افرادی دوست شد که او را در ساخت آهنگ های رپ کمک کردند.مانند ری لوو که با یکدیگر یک گروه رپ به نام "استریکتلی داپ" درست کردند. اولین باری که یکی از آهنگ های توپاک به نام "This is an EP" در یک سی دی ضبط شد،سال 1991 بود. این سی دی مال گروه "دیجیتال آندرگراند" بود.



در اواخر 1991،توپاک 20 ساله با آلبومش به نام "2Pacalypse Now" مشهور شد. خیلی از آهنگ ها مشکلات نژاد پرستی و زندگی در حاشیه ی شهرها را مطرح میکرد. این آلبوم پس از معرفی آن توسط جوانان به هم بسیار شهرت یافت. با این که توپاک میخواست در آلبوم خودش سختی هایی که جوان های سیاه پشت سر میگذاشتند را مطرح میکرد،خیلی از قسمت ها درباره ی خشونت جوان ها و پلیس ها بود. ولی این آلبوم با انتقادهای بسیاری هم رو به رو شد و پس از این که یک جوان پلیسی را کشت و گفت که از این آلبوم ایده گرفته است،این انتقادات به اوج خود رسید. در اکتبر 1991 در اوکلند،دو پلیس به توپاک تذکر دادن چون بدون توجه به چراغ راهنمایی از خیابان گذشته بود و پس از آن توپاک به آن ها گفت : "***** y' all" (برید گم شید). توپاک در آن جا کتک مفصلی خورد و مجبور به پرداخت 42,000 دلار جریمه نقدی شد. در 1992 ، پس از یک مبارزه ی مسلحانه که با مرگ یک کودک 6 ساله تمام شد،توپاک دستگیر شد.ولی توپاک با دادن پول به پدر و مادر آن کودک رضایت آن ها را جلب کرد. در 1993 توپاک با دو پلیس درگیر شد.ولی پلیس ها در حال انجام وظیفه نبودند. با این حال شکایات بسیار شدیدی علیه توپاک مطرح شد. ولی پس از این که مشخص شد دو پلیس مست بودند،پرونده بسته شد. آلبوم بعدی توپاک به نام "Strictly 4 My N.I.G.G.A.Z" بود و در آهنگ های "hit I Get Around" و "Keep Ya Head Up" خودش را یک آدم خشن معرفی کرد. توپاک به همراه دوستانش به نام های بیگ سایک ، ماکادوشیس و برادر ناتنی خودش موپریم آلبوم بعدی خودش را به اسم "Thug Life : Volume 1" با کمپانی اینتر اسکوپ در 1995 بیرون داد. یکی از خالکوبی های توپی THUG LIFE بود به معنی "The Hate U Give Little Infants ***** Everybody".



دشمنیها و رقابتها

توپاک در طول زندگی دشمنان زیادی داشت اما مهمترین دشمنی اش با نتوریوس بیگ(بیگی) و کمپانی پشتیبانش Bad Boy Records بود.این دو نفر در ابتدا دو دوست صمیمی بودند وقتی بیگی هنوز ناشناخته بود. وقتی توپاک در زندان بود از حرفهایی که بیگی و پاف دیدی درباره ی او به روزنامه ی ویبه زدند عصبانی شد. به علت مشکلاتی که با قانون داشت می خواست از "بازی رپ" بیرون بیاید اما با شنیدن حرفهایی که پاف دیدی و بگی در باره ی او زدند تصمیم گرفت باز گردد و انتقام خود را بگیرد. وقتی داشت فیلم "Poetic Justice" را با جانت جکسن بازی میکرد،توپاک انجام تست AIDS خود داری کرد. توپاک میگفت که مردان دیگر هم این تست را انجام نداده بودند. پس جانت از دست توپاک ناراحت شد و پس از پایان فیلم دیگر با او حرف نزد. ولی توپاک در آهنگ "I Got My Mind Made Up" از او معذرت خواهی کرد. از طرف دیگر توپاک دشمنی خودش را با بیگی ادامه میداد و در آهنگ "Hit 'Em Up" به این که با زن بیگی - فیت ایوانز -خوابیده اشاره کرد.بعد از مرگ بیگی،6 ماه بعد از مرگ توپاک،فیت و پاف دیدی،آهنگی به نام "I'll Be Missing You" به یاد بیگی ساختند. توپاک با دکتر دری هم کمی مشکل داشت.دکتر دری در کمپانی دیت رو تهیه کننده بود.به نظر توپاک دکتر دری در دیت رو هیچ کاری نمیکرد و از زحمت بقیه پول در میاود. هم چنین وقتی که دکتر دری از شهادت به نفع اسنوپ داگ در دادگاه خودداری کرد،از دست او بسیار عصبانی شد. هم چنین توپاک در چند آهنگش به گی بودن دکتر دری اشاره کرد. توپاک از ماپ دیپ هم انتاد کرد.زیرا ماپ دیپ توپاک را در یک کنسرت مسخره کرد و توپاک جواب خود را در "Hit 'Em Up" داد. ولی ماپ دیپ پس از مرگ توپاک نظرش را عوض کرد و به او بسیار احترام گذاشت.

سال های آخر

در دسامبر1994،توپاک به تجواز به یک زن در هتل متهم شد.و در فوریه ی 1995،توپاک به 4 سال زندان مجکوم شد. ولی قبل از تصویب حکم دادگاه،در کنار یک استودیوی ضبط در نیویورک،به توپاک حمله شد و 5 گلوله به سمت او شلیک شد. توپاک در یک مصاحبه به یاد آورد : در شب 30 نوامبر 1994،او به همراه یکی از دوستانش و مدیر برنامه هایش،برای ضبط کردن یک سری آهنگ به استودیو رفتند. وقتی داشتند وارد استودیو میشدند،دو نفر به آن ها نزدیک شدند.توپاک فکر میکرد که آن ها پلیس های امنیتی استودیوی بیگی هستند. آن دو نفر توپاک و دوستانش را مجبور کردند که روی زمین دراز بکشند.ولی هدف آن ها توپاک بود.به همین دلیل به توپاک 5 گلوله شلیک کردند و تمام جواهرات و پول های او را دزدیدند. توپاک با کمک دوستانش،از آسانسور بالا رفت تا به بیگی،پاف دیدی و لیل سزار برسد. توپاک میگفت که دوستان او کمی مشکوک به نظر میرسیدند.انگار که آن ها تعجب کرده بودند که چرا او هنوز زنده است. ولی به شکلی معجزه آسا توپاک زنده مانده بود.بر خلاف نظر پزشکان،او پس از چند روز از بیمارستان بیرون آمد و چند روز بعد با صندلی چرخ دار به دادگاه رفت تا حکم دادگاهش را در مورد تجاوز به آن زن گوش کند. در زمانی که توپاک در زندان بود،آلبوم او به نام "Me Against The World" چاپ شد.توپاک تنها خواننده ای بود که وقتی در زندان بود،آلبومش در برترین ها شماره ی 1 بود. در همین زمان با کیشا موریس که مدت زیادی بود با هم نامزد بودند هم ازدواج کرد. در اکتبر پس از 8 ماه زندان،توپاک با کمک رییس دیت رو رکوردز - سوگ نایت - از زندان بیرون آمد.سوگ برای آزادی توپاک 1.4 میلیون دلار پرداخت کرد و توپاک هم مجبور شد که سه آلبوم برای دیت رو بسازد.بنابراین پس از آزادیش بلافاصله شروع به کار کردن کرد و در 1996،آلبوم "All Eyes On Me" را بیرون داد. آخرین آلبومی که توپاک بیرون داد،"The Don Killuminati: The 7 Day Theory" بود که 2 ماه پس از مرگ او چاپ شد.در خیلی از آهنگ های این آلبوم مرگ خود را پیشینی کرده بود. میگویند که ساخت این آلبوم 7 روز طول کشید و مهم ترین آهنگ آن "Hail Mary" در نیم ساعت ساخته شد.این آلبوم بیش از 5 میلیون فروش کرد. توپاک داشت یک هنرپیشه ی حرفه ای هم میشد.از 1991 تا 1996،توپاک 7 فیلم بازی کرد.

مرگ

توپاک،پس از این تماشای یک مسابقه ی بوکس بین مایک تایسن و بروک سلدون،با شلیک چند گلوله از یک کادیلاک در لاس وگاس در نوادا،در 7 سپتامبر 1996 به آسیب رسیدو پس از 6 روز در بیمارستان دانشگاه نوادا در ساعت 4 و 3 دقیقه ی صبح در 13 سپاتامبر وقتی که تنها 25 سال داشت درگذشت. میگویند کسانی که به او گلوله شلیک کردند،از آدم های ایست کوست(مخصوصاً بیگی) بودند که بسیار با هم رقابت داشتند. پلیس لاس وگاس با این که هنوز رسماً این پرونده را نبسته اند،ولی به این نتیجه رسیدند که کریپس،یکی از گروه های گنگ لوس آنجلس،او را کشتند. چند ساعت قبل از حمله،توپاک در یک دعوا،به همراه نفرات بلودز(یک گروه گنگ دیگر لوس آنجلس که با کریپس رقابت داشت) در مقابل گروهی دیگر شرکت داشت. باید اشاره کرد که توپاک و دیت رو،امنیت خود را به گنگ بلودز واگذار میکردند. از طرف دیگر بیگی و بد بویز،وقتی که هنوز در کالیفورنیا زندگی میکردند،امنیت خود را به گنگ کریپس واگذار میکردند. در یک گزارش روزنامه ی لاس وگاس تایمز،به این نتیجه رسیدند که بیگی،که او هم در آن زمان در شهر بود،حاظر شد که برای کشتن توپاک به کریپس پول دهد. توپاک که پس از حمله در سال 1994،همیشه همراه خودش چند بادی گارد و جلیقه ی ضد گلوله حمل میکرد،آن شب هیچ کدام را همراه نداشت . دلیل این موضوع هنوز یک معماست. نکته ی جالب این است که نام آخرین آلبوم او "The Don Killuminati: The Seven Day Theory " بود که اگر حروف آن را جابجا کنیم این جمله به دست می آید : "OK on tha 7th u think I'm dead yet I'm really alive" که معنی آن میشود : تو فکر میکنی که من در روز 7 میمیرم ولی من هنوز زنده ام. این شماره ی 7 در چند جای دیگر هم وجود دارد مانند : 7 سپتامبر به او تیر زدند. از 12 تیر 5 تیر به او خورد و 7 تیر به او نخورد. او در 4:03 صبح مرد که جمع آن 7 میشود. جالب این است که تعداد آهنگ هایی که پس از مرگ توپاک از او بیرون آمد بیش تر از تعداد آهنگ هایی است که قبل از مرگش بیرون آمد و آهنگ های او هنوز هم در تمام دنیا ریمیکس میشوند. در 14 نوامبر 2003 فیلمی درباره ی او به نام "Tupac : Resurrection" ساخته شد که زندگیش را با صدای خودش تعریف کرد .



 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 8:47 بعد از ظهر  توسط ایمان | 

eminem

امینم که اسم اصلیش " مارشال مادرز " هست در سال 1973 در جایی کوچک نزدیک شهر " کانزاس " به دنیا آمد. بیشتر دوران کودکیش با مادرش شهر ها را می گشتند و اصلاً هم فکر نمی کرد که بتواند در آینده شخصیت امینم را برای ما بسازد.وقتی که 12 سالش بود در شهر " دترویت " ساکن شدند. و از همان سن در مقابل موزیک هیپ-هاپ و رپ توجه زیادی ازخودش نشان می داد. و در آنجا به درسهای " لینکولین جونیور " و " آسبورن " ادامه داد. مارشال که مقابل درس ها بی توجه بود و به خاطر مزاج خشنی که داشت در کلاس نهم از مدرسه اخراج شد و خودش را دقیقاً در یک وضعیت مناسب برای هیپ-هاپ پیدا کرد. و با گوش کردن به گروه هایی مثل " د نیو جک " و دی 12 " و "باسمنت پرودوکشن " ، وقت خودش را می گذراند.

چیزی که جزء شخصیت درونی او بود و در دادگاه پیدا نمی شد و مورد خواست مارشال بود این بود که در کوچه ها هیپ-هاپ بخواند و با گذاشتن نام امینم روی خودش ، در بین سیاه ها با عنوان " غریب و جوان سفید عصبی " ، خودش را شناساند و یک ورود خیلی سریع رو انجام داد.

در 1996 از یک شرکت که میشود گفت بدون واسطه بود و "اف تی بی " نام داشت اولین آلبوم ( اگه بشه اسم آلبوم را رویش گذاشت ) خودش را به نام " اینفینیته " به بیرون داد. امینم با این آلبوم به دنیای موزیک بی صدا اما سریع وارد شد. واقعاً آلبوم خام و ناپخته و از لحاظ موزیک یک آلبوم ناکافی بود. اما مزه ای را که مخصوص امینم بود با براقی بسیار نشان می داد. خواندن شعر زیادی ، متن های دارای حرف های رکیک ، و خصوصاً " سفید"ی درون عمق این شعرها ، توجه همه را به امینم معطوف کرد. و یک گروه رپ به نام " دکتر.دره " ( همان گروهی که امینم مدام در متن شعرهایش از او صحبت می کند. ) در یک فستیوال رپ با او قرارداد امضا می کند. این امضا برای مارشال یک نقطه ی شروع بود و رپر معروف بعد از چند سال ، یک آلبوم معروف به نام " اسلیم شیدی " را بیرون داد.

آلبوم ، "ام تی وی " و شخصیت امینم ، و نتیجه ی اتفاقات عجیب و غریب در مورد این آلبوم چنان منفجر شد که در کنار انتقادهای که از او شد جایزه و طرفدار فراوانی بدست آورد . متن شعرهای این آلبوم ، رفتارهای حمله مانند ، و رفتارهایی که امینم در برنامه های مختلف رادیویی و تلویزیونی از خودش نشون داد ، باعث شد که امینم نه تنها در دنیای هیپ-هاپ ، بلکه در دنیای شو هم معروف شود. خصوصاً شعرهایی مثل " مای نیم ایز " و " جاست دونت گیو ا فا*" که آدم های معروفی مثل " بیل کلینگتون " و " مرلین منسون " رو توی کلیپش نشون داد ، خیلی بزرگ شدن ، و آلبوم با تمام انتقادهایی که ازش شد ، در آمریکا توانست تا ردیف دوم بیشترین فروش ها برسد.

امینم در پایان این پیروزی ها ، امکان این را پیدا کرد که با بزرگانی مثل " دایدو " ، همخوانی داشته باشد. بدون فراموش کردن موفقیت سریع آلبوم، امینم آلبوم جدید خودش یعنی " مارشال مادرز" را بیرون داد. این کار در روزهایی که تازه پخش شده بود در لیستها به رتبه اول رفت. اگر اصطلاح درستی باشه ، " اسلیم شیدی " ، شعری بود که موفقیت رو دو برابر کرد و امینم را به صورت یک ستاره در آورد و همچنین باعث شد که بعد از " توپک" و " اسنوپ داگ " ، به عنوان خواننده ی رپی که بیشترین فروش را داشته انتخاب شد. امینم ، با وجود تمام انتقادهایی که ازش شد ، با وجود تمام مشکلاتی که با خانواده اش داشت ، و همچنین تمام دعواهای حقوقی ، خودش را با آلبومی که آن را به رتبه ی اول برد ، جایزه ی " گرامی " سال 2000 را گرفت و همچنین شانس این را به دست آورد که با گروه قدیمی رپ به نام " دی 12 " یک آلبوم درست کند.

دو سال بعد برای امینم چندان با فرق نگذشت و با اینکه آلبوم جدیدی کار نکرد ، کسی بود که با پروژه هایی که در آنها جا داشت ، و با گزارشها و با زندگی خصوصی پر از رسوایی ها ، توانست خودش را مطرح کند. بعد از آن نوبت آلبوم" د امینم شو " بود.

بعد از آن آلبوم "اینکر" را بیرون داد. قطعه های جالبی در این آلبوم وجود دارد. از جمله " ماکینگ برد" که نامزد دریافت جایزه بهترین شعر رپ گرمی نیز شده بود ، و همچنین " جاست لوز ایت " و "لایک توی سوجر".

در سال جدید نیز آلبومی بیرون داد که شامل برگزیده ای از آهنگ های خوب او در این سال ها بود به نام " کورتن کال" که اولین کلیپ از این آلبوم آهنگ " ون آیم گون" در کانال های موسیقی هم اکنون پخش می شود. کلیپ بعدی از این آلبوم " شیک دت" است که به صورت انیمیشن ساخته شده. آهنگ " استن " در این آلبوم با همکاری "التون جان" خوانده شده. "التون جان" در این قطعه قسمت هایی از شعر که در اصل " دایدو" می خواند را می خواند.

هم اکنون نیز امینم در حال ترک اعتیاد می باشد و از او خبر چندانی نیست.

امینم که اسم اصلیش " مارشال مادرز " هست در سال 1973 در جایی کوچک نزدیک شهر " کانزاس " به دنیا آمد. بیشتر دوران کودکیش با مادرش شهر ها را می گشتند و اصلاً هم فکر نمی کرد که بتواند در آینده شخصیت امینم را برای ما بسازد.وقتی که 12 سالش بود در شهر " دترویت " ساکن شدند. و از همان سن در مقابل موزیک هیپ-هاپ و رپ توجه زیادی ازخودش نشان می داد. و در آنجا به درسهای " لینکولین جونیور " و " آسبورن " ادامه داد. مارشال که مقابل درس ها بی توجه بود و به خاطر مزاج خشنی که داشت در کلاس نهم از مدرسه اخراج شد و خودش را دقیقاً در یک وضعیت مناسب برای هیپ-هاپ پیدا کرد. و با گوش کردن به گروه هایی مثل " د نیو جک " و دی 12 " و "باسمنت پرودوکشن " ، وقت خودش را می گذراند.

چیزی که جزء شخصیت درونی او بود و در دادگاه پیدا نمی شد و مورد خواست مارشال بود این بود که در کوچه ها هیپ-هاپ بخواند و با گذاشتن نام امینم روی خودش ، در بین سیاه ها با عنوان " غریب و جوان سفید عصبی " ، خودش را شناساند و یک ورود خیلی سریع رو انجام داد.

در 1996 از یک شرکت که میشود گفت بدون واسطه بود و "اف تی بی " نام داشت اولین آلبوم ( اگه بشه اسم آلبوم را رویش گذاشت ) خودش را به نام " اینفینیته " به بیرون داد. امینم با این آلبوم به دنیای موزیک بی صدا اما سریع وارد شد. واقعاً آلبوم خام و ناپخته و از لحاظ موزیک یک آلبوم ناکافی بود. اما مزه ای را که مخصوص امینم بود با براقی بسیار نشان می داد. خواندن شعر زیادی ، متن های دارای حرف های رکیک ، و خصوصاً " سفید"ی درون عمق این شعرها ، توجه همه را به امینم معطوف کرد. و یک گروه رپ به نام " دکتر.دره " ( همان گروهی که امینم مدام در متن شعرهایش از او صحبت می کند. ) در یک فستیوال رپ با او قرارداد امضا می کند. این امضا برای مارشال یک نقطه ی شروع بود و رپر معروف بعد از چند سال ، یک آلبوم معروف به نام " اسلیم شیدی " را بیرون داد.

آلبوم ، "ام تی وی " و شخصیت امینم ، و نتیجه ی اتفاقات عجیب و غریب در مورد این آلبوم چنان منفجر شد که در کنار انتقادهای که از او شد جایزه و طرفدار فراوانی بدست آورد . متن شعرهای این آلبوم ، رفتارهای حمله مانند ، و رفتارهایی که امینم در برنامه های مختلف رادیویی و تلویزیونی از خودش نشون داد ، باعث شد که امینم نه تنها در دنیای هیپ-هاپ ، بلکه در دنیای شو هم معروف شود. خصوصاً شعرهایی مثل " مای نیم ایز " و " جاست دونت گیو ا فا*" که آدم های معروفی مثل " بیل کلینگتون " و " مرلین منسون " رو توی کلیپش نشون داد ، خیلی بزرگ شدن ، و آلبوم با تمام انتقادهایی که ازش شد ، در آمریکا توانست تا ردیف دوم بیشترین فروش ها برسد.

امینم در پایان این پیروزی ها ، امکان این را پیدا کرد که با بزرگانی مثل " دایدو " ، همخوانی داشته باشد. بدون فراموش کردن موفقیت سریع آلبوم، امینم آلبوم جدید خودش یعنی " مارشال مادرز" را بیرون داد. این کار در روزهایی که تازه پخش شده بود در لیستها به رتبه اول رفت. اگر اصطلاح درستی باشه ، " اسلیم شیدی " ، شعری بود که موفقیت رو دو برابر کرد و امینم را به صورت یک ستاره در آورد و همچنین باعث شد که بعد از " توپک" و " اسنوپ داگ " ، به عنوان خواننده ی رپی که بیشترین فروش را داشته انتخاب شد. امینم ، با وجود تمام انتقادهایی که ازش شد ، با وجود تمام مشکلاتی که با خانواده اش داشت ، و همچنین تمام دعواهای حقوقی ، خودش را با آلبومی که آن را به رتبه ی اول برد ، جایزه ی " گرامی " سال 2000 را گرفت و همچنین شانس این را به دست آورد که با گروه قدیمی رپ به نام " دی 12 " یک آلبوم درست کند.

دو سال بعد برای امینم چندان با فرق نگذشت و با اینکه آلبوم جدیدی کار نکرد ، کسی بود که با پروژه هایی که در آنها جا داشت ، و با گزارشها و با زندگی خصوصی پر از رسوایی ها ، توانست خودش را مطرح کند. بعد از آن نوبت آلبوم" د امینم شو " بود.

بعد از آن آلبوم "اینکر" را بیرون داد. قطعه های جالبی در این آلبوم وجود دارد. از جمله " ماکینگ برد" که نامزد دریافت جایزه بهترین شعر رپ گرمی نیز شده بود ، و همچنین " جاست لوز ایت " و "لایک توی سوجر".

در سال جدید نیز آلبومی بیرون داد که شامل برگزیده ای از آهنگ های خوب او در این سال ها بود به نام " کورتن کال" که اولین کلیپ از این آلبوم آهنگ " ون آیم گون" در کانال های موسیقی هم اکنون پخش می شود. کلیپ بعدی از این آلبوم " شیک دت" است که به صورت انیمیشن ساخته شده. آهنگ " استن " در این آلبوم با همکاری "التون جان" خوانده شده. "التون جان" در این قطعه قسمت هایی از شعر که در اصل " دایدو" می خواند را می خواند.

هم اکنون نیز امینم در حال ترک اعتیاد می باشد و از او خبر چندانی نیست.

امینم که اسم اصلیش " مارشال مادرز " هست در سال 1973 در جایی کوچک نزدیک شهر " کانزاس " به دنیا آمد. بیشتر دوران کودکیش با مادرش شهر ها را می گشتند و اصلاً هم فکر نمی کرد که بتواند در آینده شخصیت امینم را برای ما بسازد.وقتی که 12 سالش بود در شهر " دترویت " ساکن شدند. و از همان سن در مقابل موزیک هیپ-هاپ و رپ توجه زیادی ازخودش نشان می داد. و در آنجا به درسهای " لینکولین جونیور " و " آسبورن " ادامه داد. مارشال که مقابل درس ها بی توجه بود و به خاطر مزاج خشنی که داشت در کلاس نهم از مدرسه اخراج شد و خودش را دقیقاً در یک وضعیت مناسب برای هیپ-هاپ پیدا کرد. و با گوش کردن به گروه هایی مثل " د نیو جک " و دی 12 " و "باسمنت پرودوکشن " ، وقت خودش را می گذراند.

چیزی که جزء شخصیت درونی او بود و در دادگاه پیدا نمی شد و مورد خواست مارشال بود این بود که در کوچه ها هیپ-هاپ بخواند و با گذاشتن نام امینم روی خودش ، در بین سیاه ها با عنوان " غریب و جوان سفید عصبی " ، خودش را شناساند و یک ورود خیلی سریع رو انجام داد.

در 1996 از یک شرکت که میشود گفت بدون واسطه بود و "اف تی بی " نام داشت اولین آلبوم ( اگه بشه اسم آلبوم را رویش گذاشت ) خودش را به نام " اینفینیته " به بیرون داد. امینم با این آلبوم به دنیای موزیک بی صدا اما سریع وارد شد. واقعاً آلبوم خام و ناپخته و از لحاظ موزیک یک آلبوم ناکافی بود. اما مزه ای را که مخصوص امینم بود با براقی بسیار نشان می داد. خواندن شعر زیادی ، متن های دارای حرف های رکیک ، و خصوصاً " سفید"ی درون عمق این شعرها ، توجه همه را به امینم معطوف کرد. و یک گروه رپ به نام " دکتر.دره " ( همان گروهی که امینم مدام در متن شعرهایش از او صحبت می کند. ) در یک فستیوال رپ با او قرارداد امضا می کند. این امضا برای مارشال یک نقطه ی شروع بود و رپر معروف بعد از چند سال ، یک آلبوم معروف به نام " اسلیم شیدی " را بیرون داد.

آلبوم ، "ام تی وی " و شخصیت امینم ، و نتیجه ی اتفاقات عجیب و غریب در مورد این آلبوم چنان منفجر شد که در کنار انتقادهای که از او شد جایزه و طرفدار فراوانی بدست آورد . متن شعرهای این آلبوم ، رفتارهای حمله مانند ، و رفتارهایی که امینم در برنامه های مختلف رادیویی و تلویزیونی از خودش نشون داد ، باعث شد که امینم نه تنها در دنیای هیپ-هاپ ، بلکه در دنیای شو هم معروف شود. خصوصاً شعرهایی مثل " مای نیم ایز " و " جاست دونت گیو ا فا*" که آدم های معروفی مثل " بیل کلینگتون " و " مرلین منسون " رو توی کلیپش نشون داد ، خیلی بزرگ شدن ، و آلبوم با تمام انتقادهایی که ازش شد ، در آمریکا توانست تا ردیف دوم بیشترین فروش ها برسد.

امینم در پایان این پیروزی ها ، امکان این را پیدا کرد که با بزرگانی مثل " دایدو " ، همخوانی داشته باشد. بدون فراموش کردن موفقیت سریع آلبوم، امینم آلبوم جدید خودش یعنی " مارشال مادرز" را بیرون داد. این کار در روزهایی که تازه پخش شده بود در لیستها به رتبه اول رفت. اگر اصطلاح درستی باشه ، " اسلیم شیدی " ، شعری بود که موفقیت رو دو برابر کرد و امینم را به صورت یک ستاره در آورد و همچنین باعث شد که بعد از " توپک" و " اسنوپ داگ " ، به عنوان خواننده ی رپی که بیشترین فروش را داشته انتخاب شد. امینم ، با وجود تمام انتقادهایی که ازش شد ، با وجود تمام مشکلاتی که با خانواده اش داشت ، و همچنین تمام دعواهای حقوقی ، خودش را با آلبومی که آن را به رتبه ی اول برد ، جایزه ی " گرامی " سال 2000 را گرفت و همچنین شانس این را به دست آورد که با گروه قدیمی رپ به نام " دی 12 " یک آلبوم درست کند.

دو سال بعد برای امینم چندان با فرق نگذشت و با اینکه آلبوم جدیدی کار نکرد ، کسی بود که با پروژه هایی که در آنها جا داشت ، و با گزارشها و با زندگی خصوصی پر از رسوایی ها ، توانست خودش را مطرح کند. بعد از آن نوبت آلبوم" د امینم شو " بود.

بعد از آن آلبوم "اینکر" را بیرون داد. قطعه های جالبی در این آلبوم وجود دارد. از جمله " ماکینگ برد" که نامزد دریافت جایزه بهترین شعر رپ گرمی نیز شده بود ، و همچنین " جاست لوز ایت " و "لایک توی سوجر".

در سال جدید نیز آلبومی بیرون داد که شامل برگزیده ای از آهنگ های خوب او در این سال ها بود به نام " کورتن کال" که اولین کلیپ از این آلبوم آهنگ " ون آیم گون" در کانال های موسیقی هم اکنون پخش می شود. کلیپ بعدی از این آلبوم " شیک دت" است که به صورت انیمیشن ساخته شده. آهنگ " استن " در این آلبوم با همکاری "التون جان" خوانده شده. "التون جان" در این قطعه قسمت هایی از شعر که در اصل " دایدو" می خواند را می خواند.

هم اکنون نیز امینم در حال ترک اعتیاد می باشد و از او خبر چندانی نیست.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 8:40 بعد از ظهر  توسط ایمان |